شاهزاده آدریانشاهزاده آدریان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

آدریان شاهزاده کوچولوی مامان بابا

پارک

1393/5/5 11:22
نویسنده : مامان الهه
217 بازدید
اشتراک گذاری

کوچولوی مامان، عاشق پارکی و منم سعی می کنم حداقل یک روز درمیان ببرمت پارکوقتی میرسیم به وسایل بازی هیجان رو تو چشمات می بینم.

از  شیب سرسره می ری بالا و سر می خوری میای پایین بعداز یک ربع تاب رو می بینی و اشاره می کنی بریم اونجا حالا مگه طاقت صف ایستادن رو داری بعدم که سوار بشی پیاده کردنت داستان می شه.صف طولانی پچه هایی که منتظرن تو پیاده بشی و آدریان خان می گه اصلا دست به تاب من نزنید و جیغ می کشی و به هزار کلک میاریمت پایین و دوباره می ری سراغ سرسره و دوباره ....

امروز که تو پارک بودیم من روصندلی نشستم و تو  و بابایی رو از دور نگاه کردم....یاد یه چیزی افتادم .چندسال پیش من و بابایی رفته بودیم پارک بعد از دیدن بچه ها وخوشحالی پدر مادر هاشون ته دلم یه شوقی برای داشتن تو نشست،همونجا از خدا خواستم تا من روزی شاهد بازی کردن بچه ام تو پارک و شادیش باشم...امروز دقیقا همون روز بود و چه روز شیرینی در کنار خانوادم داشتم

و خدایا مرسی ،ممنونم، متشکرم که منو به آرزوم رسوندی.

حالا دیگه دلیل پارک رفتنمون تویی

و اما امروز بخاطره کنجکاوی زیاد زدی شیشه پر از شیره انگور رو شکوندی،این اولین ظرفی بود که می شکوندی،منم زود رفتم دوربین اوردم و از این اولینت عکس انداختم و بابایی کلی بهم خندید،منم گفتم فدای یک تار موی تو.بغل

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

مامان نیکان
5 مرداد 93 23:44
هورا به پسرمون که به جرگه بشکن بشکن ها پیوست.گفتی پارک عزیزم دلم خونه.تو شهر به اصطلاح با کلاس ما یه پارک حوب نیست بتونیم بچه هامون رو اونجاببریم،اگه هم باشه یا دوره یا جای ارازل واوباش
مامان الهه
پاسخ
خاله جون چاره ای نداری باید دوری مسیر و سختیشو بخاطره نیکان جونم تحمل کنی دیگه.تنبلی نکن زود زود ببرش
دلسارا
7 مرداد 93 20:19
وای باورت نمیشه الهه . احساست عین احساس من هست . من علاوه بر پارک همیشه تو مغازه های لباس بچه فروشی هم سرک میکشیدم . چه احساس زیبایی هست که آدم میبینه به آرزوش رسیده . خدایا شکرت . انشااله که سایه ات بر سر آدریان خان ما همیشه مستدام باشه .
مامان الهه
پاسخ
سلامت باشی خاله.ان شاالله همه به این ارزوی قشنگ برسن
الهه
11 مرداد 93 11:54
اخی نازی ادریان خان ولی فکر بچه های دیگه هم باید باشی ها اونها هم دوست دارن تاب بخورن دیگه پس زودی بیا پپایین و مامانی رو اذیت نکن وای خدا از شکستن این وروجک ها نگو که داره همه وسایلم به فنا میره
مامان الهه
پاسخ
اره خاله پیاده میشه ولی،..به زورررر..